Monday, January 02, 2006

سنجاقك



خلوت گزيده را به تماشا چه حاجت است .............ا
چون كوي دوست هست به صحراچه حاجت است
جانا بحاجتي كه تورا هست با خدا.....................ا
كاخر بپرس كه ما را چه حاجت است


اگرچه دوست به چيزي نمي خرد مارا..................ا
به عالمي نفروشيم مويي از سر دوست

Sunday, November 27, 2005

gallery








Roya



Monday, November 21, 2005

The Cross Of Changes


If you understand or if you don’t
If you believe or if you doubt
There’s a universal justice
And the eyes of truth
Are always watching you .


چه درک کنی و چه درک نکنی
چه باور کنی و چه به آن شک داشته باشی
یک رستاخیز جهانی وجود دارد .
و چشمان حقیقت
همواره تو را نگاه می کنند.

Yaralı Kuş

Kanatlandı uçtu gitti yaralı kuş gibi ömrümGel geceme yanıver babacım, ışıksız bu gönlümTutuşsun bahçemizde zamanKarışsın günler geceler
İçimin kuytususun aman amanGüllerin uykususunBir sevda türküsüsün, söyle viran olayım
Bırakma ellerimi aman amanAğlarım çocuk gibiDışarda kuş sesleri, sen kaybol ben bulayım
Bir kuş ol da konuver babacım, iğde dallarınaSerin bir bahar sabahı yemyeşil dünyaBitmesin sürsün bu rüyaUykumuz ta haşre kadar

DEĞİŞMEM SENİ

Verdiğin bir damla sevgiye karşıCanımı istesen kıramam seniBaşka aşk başka yar haramdır banaÖlürümde yine bırakmam seniGönlüme kurulmuş cehennem olsanYanarım yıllarca terk etmem seni
Yıksan şu dünyamı yerle bir etsenEn güzel cennete değişmem seniSen zalim olsan da severim yineÇekerim zulmünü binlerce seneAşkınla ömrümü kahretsen bileİçimden koparıp atamam seni

اشک



روزی،هنگام سحرگاهان،رب النوع سپيده دم از نزديکی گل سرخ شکفته ای می گذشت.
سه قطره آب بر روی برگ گل مشاهده نمود که او را صدا کردند.
ــ چه می گوييد ای قطرات درخشان؟
: می خواهيم در ميان ما حکم شوی!
ــ چه اتفاقی افتاده؟
: ما سه قطره ايم که هر يک از جايی آمده ايم، می خواهيم بدانيم کدام يک بهترينيم.
ــ اول تو خود را معرفی کن.
يکی از قطرات حرکتی کرد و گفت: من از ابر فرود آمدم. من دختر دريا و نماينده اقيانوس مواجم.
دومی گفت: من ژاله و پيشرو بامدادم.مرا مشاطه صبح و زينت بخش رياحين و شکوفه ها می نامند.
ــ دخترک من! تو کيستی؟
: من چيزی نيستم. من از چشم دختری افتاده ام. نخستين بار تبسمی بودم:مدتی دوستی نام داشتم: اکنون اشک ناميده می شوم.
دو قطره اولی از شنيدن اين سخنان خنديدند.اما رب النوع، قطره سومی را به دست گرفت و گفت:
به خود باز آييد و خودستايی نکنيد.اين از شما پاکيزه تر و گران بهاتر است.
اولی گفت:من دختر دريا هستم.
دومی گفت: من دختر آسمانم.
رب انوع گفت: چنين است اما اين بخار لطيفی است که از قلب برخاسته و از مجرای ديده فرود آمده است.
اين بگفت و قطره اشک را مکيد و از نظر غايب شد
.

زمان


روزی روزگاری در جزيره‌ای زيبا تمام حواس زندگی ميکردند ، عشق ، غرور ، شادی ، غم و .... يه روز خبر رسيد که به زودی جزيره زير آب ميره ، همه ساکنين جزيره قايقهاشونو مرمت کردن و اماده ترک جزيره شدند . اما عشق مايل نبود جزيره رو ترک کنه ،‌آخه عاشق جزيره بود و ميخواست تا آخرين دقايق يشش بمونه .... وقتی جزيره زير آب فرو ميرفت ، عشق از ثروت که با قايق باشکوهش جزيره رو ترک ميکرد ، کمک خواست و بهش گفت : ميتونم باهات همسفر بشم ؟؟ ثروت گفت : خير ، نميتونی !! من مقدار زيادی طلا و نقره داخل قايقم دارم ، ديگه جايی برای تو وجود نداره !!!
عشق از غرور که با يه قايق زيبا راهی مکانی امن بود ، کمک خواست و گفت :‌لطفا به من کمک کن و منو با خودت ببر !!! غرور سرشو بالا گرفت و گفت : نميتونم ، تو تموم بدنت خيس و کثيفه ، قايقمو کثيف ميکنی !!
عشق دور و برش رو نگاه کرد و چشمش به غم افتاد ، بهش گفت : احازه بده من همراهت بيام !! غم با صدايی حزن انگيز گفت : عشق عزيزم ، من خيلی ناراحتم و دلم گرفته ، احتياج دارم تنها باشم ....
عشق اين بار به سراغ شادی رفت ، صداش زد ، چندين بار اين کارو کرد اما اون اونقدر غرق شادی و هيجان بود که حتی صدای عشق رو هم نشنيد
عشق ديگه نميدونست بايد چکار کنه و به کی بگه .....
ناگهان صدای گرفته‌ و مسنی ، گفت :‌ عشق با من بيا ، من تو رو با خودم می‌برم ... عشق اونقدر خوشحال شد که حتی فراموش کرد اسم ياريگرش رو بپرسه و سريع داخل قايقش شد و جزيره رو ترک کرد ، ....
وقتی به خشکی رسيدند ، اون مرد مسن به راه خودش رفت و عشق تازه متوجه شد که نه از اون مرد تشکر کرده و نه حتی اسمش رو پرسيده !!! در حاليکه اون جان عشق رو نجات داده بود .....
عشق به سراغ علم رفت و ازش پرسيد : تو اين مرد رو ميشناسی ؟؟ علم گفت : معلومه که ميشناسمش ،‌ اسمش زمانه !! عشق گفت : زمان ؟؟ اما چرا به من کمک کرد ؟؟ علم لبخند خردمندانه‌ای زد و گفت : چون تنها زمان قادر به درک عظمت عشقه و فقط اون ميتونه به جاودانگی عشق کمک کنه .... زمان ميدونه که نظام هستی برمبنای عشق پايه گذاری شده ، و اين عشقه که روح انسانها رو به سرچشمه پاک افرينش متصل ميکنه ....

Saturday, November 19, 2005

محبت

از آتش پرسيدم ، محبت چيست ؟
گفت : از من سوزان تر
از گل پرسيدم ، محبت چيست ؟
گفت : از من زيبا تر
از شمع پرسيدم ، محبت چيست ؟
گفت : از من عاشق تر
از خودش پرسيدم ، محبت چيست ؟
گفت : نگاهي بيش نيستم

وقتي .........

بهترين دوست اون دوستي كه باهاش روي يك سكو ساكت بشيني و هيچي نگي و وقتي ازش دور ميشي، حس كني بهترين گفتگوي عمرت رو داشتي
.
ــ ما واقعا تا چيزي رو از دست نديم، قدرش رو نميدونيم ولي در عين حال تا وقتي چيزي رو دوباره به دست نياريم، نميدونيم چي رو از دست داديم
.
ــ اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي، تضميني بر اين نيست كه اون هم همين كارو بكنه پس انتظار عشق مقابل نداشته باش. فقط منتظر باش تا اينكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه واگه اينطور نشد خوشحال باش كه تو قلب تو رشد كرده
.
ــ در عرض يك دقيقه ميشه يك نفر رو خرد كرد، در عرض يك ساعت ميشه كسي رو دوست داشت و در يك روز ميشه عاشق شد ولي يك عمر طول ميكشه تا كسي رو فراموش كرد
.
ــ دنبال نگاه ها نرو، چون ميتونن گولت بزنن، دنبال دارايي نرو چون كم كم افول ميكنه، دنبال كسي باش كه باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يك لبخند ميشه يه روز تيره رو روشن كرد. كسي رو پيدا كن كه بتونه تورو شاد كنه
.
ــ‌ دقايقي تو زندگي هستن كه دلت براي كسي اونقدر تنگ ميشه كه ميخواي اونو از رويات بيرون بكشي و تو دنياي واقعي بغلش كني
.
ــ رويايي رو ببين كه ميخواي. جايي برو كه دوست داري. چيزي باش كه ميخواي باشي. چون فقط يه جون داري و يه شانس براي اينكه هر چي دوست داري انجام بدي.
ــ آرزو ميكنم به اندازه كافي شادي داشته باشي تا خوش باشي، به اندازه كافي بكوشي تا قوي باشي، به اندازه كافي اندوه داشته باشي تا يه انسان باقي بموني و به اندازه كافي اميد كه خوشحال بموني
.
ــ هميشه خودتو جاي ديگران بگذار، اگر حس ميكني چيزي ناراحتت ميكنه، احتمالا ديگران رو هم آزار ميده
.
ــ شادترين افراد لزوما بهترين چيزها رو ندارن، اونا فقط از اون چه تو راهشون هست بهترين استفاده رو ميبرن
.
ــ شادي براي اونايي كه گريه ميكنن و يا صدمه ميبينن زنده است. براي اونايي كه دنبالش ميگردن و امتحانش كردن. چون فقط اينها هستن هستن كه اهميت ديگران رو تو زندگيشون ميفهمن
.
ــ عشق با يك لبخند شروع ميشه، با يك بوسه رشد ميكنه و با اشك تموم ميشه. روشنترين آينده هميشه روي گذشته فراموش شده شكل ميگيره. نميشه تا وقتي كه دردها و رنجها رو دور نريختي، توي زندگي به درستي پيش بري
.
ــ وقتي به دنيا اومدي، تو تنها كسي بودي كه گريه ميكردي و بقيه ميخنديدن. سعي كن يه جوري زندگي كني كه وقتي رفتي، تنها تو بخندي و بقيه گريه كنن

دل و عشق


روزی دل پاک و ساده ای مشغول قدم زدن در دشت زندگی بود که به عشق برخورد کرد دل گفت:توچيستی؟
عشق گفت:من اميد در دشت زندگی هستم.
دل گفت:من نمی دانم اميد زندگی چيست؟
عشق گفت : اميد همان زندگی و زندگی همان اميد است.
دل گفت: ای عشق می خواهم تو را تجربه کنم.
عشق پاسخ داد:اين کار خطرناکی است چون دوست و همراه من ديوانگی است .
دل گوش به اين حرفها نداد و گفت: ايرادی ندارد من از کارم مطمئنم.
عشق قبول کرد . دل و عشق يکی شدند.دوران خوبی بود .دل کم کم به عشق وابسته شد . يک روز به خودش آمد ديد عاشق شده است و دل ميدانست که هر دل يکبار عاشق می شود.در اين دوران بود که سروکله خيانت پيدا شد و با عشق برخوردکردکه با هم دشمن ديرينه هم بودند بين عشق و خيانت درگيری پيش آمد و دل هم کاری نمی توانست کند چون به درد عشق مبتلا بود(منظور عاشقی است).بين ديوانگی و عشق و خيانت ؛ خيانت برنده شد.دل ضربه سختی خورد تا حدی که ديگر توان زندگی نداشت اما هنوز عشق زنده بود اما دل طاقت نياورد و جان به جان آفرين تسليم کرد و عشق به سراغ دل پاک و ساده ديگری رفت
...

مسافران مرداب
درآمدي بر الگوي پراكنش سنجاقك ها

طي اين مدت لاروها در برابر شكارچيان بسيار آسيب پذيرند و شايد دگرديسي در تاريكي نوعي حفاظت در برابر پرندگان باشد



گروهي از گونه هايي كه پراكنش آنها حداقل در اروپاي غربي كاملاً به خوبي شناخته شده است، راسته سنجاقك ها و «طياره مانندها» است. احتمالاً سنجاقك آبي معمولي يكي از فراوان ترين و گسترده ترين گونه هاي سنجاقك است. حشرات بالغ در اواسط تابستان در اطراف آب هاي شيرين پرواز مي كنند. ماده ها تخم هاي خود را در رستني ها زير سطح آب قرار مي دهند و لاروها در طول يك يا دو هفته سر از تخم درمي آورند. اين لاروها در ته آبگير، جويبار يا درياچه زندگي مي كنند و از سخت پوستان كوچك و لارو حشرات تغذيه مي كنند تا اينكه به اندازه ۱۶ تا ۱۸ ميلي متري مي رسند. اين دوره زندگي برحسب كميت و كيفيت غذا ممكن است ۲ تا ۴ سال طول بكشد. لاروها پس از آنكه در ماه ارديبهشت يا خرداد از ساقه گياهان شناور (گياهاني كه ريشه آنها در بستر آب قرار داشته و ساقه و برگ هايشان در سطح آب ظاهر مي گردد) بالا آمدند، پوست اندازي كرده و بال هاي افراد بالغ ظاهر مي گردد. گونه Enallagma cyathigerum در گستره وسيعي از زيستگاه هاي آب شيرين در آب هاي ساكن و جاري ديده مي شود و عقيده بر آن است كه در آب هاي با جريان سريع و يا مكان هايي با رسوبات شني كمتر يافت مي شود. شايد زيستگاه ايده آل براي اين گونه حوضچه هاي بزرگ يا آب ساكن و رستني هاي شناور فراوان باشد. گونه cyathigerum در هر دو نوع آب هاي اسيدي و قليايي و اغلب در حوضچه هاي آب لب شور و نيزارهاي شور يافت مي شود. در نتيجه به طور كاملاً واضح همانند بارهنگ داراي بردباري زيادي است. پراكنش جغرافيايي اين سنجاقك نيز بسيار گسترده است. پراكنش اين حشرات در اروپا غالباً در حد فاصل بين ۴۵ درجه عرض شمالي و محدوده قطبي قرار دارد؛ گو اينكه شامل برخي نواحي مرطوب اسپانيا و تا حدودي شمال منطقه اسكانديناوي نيز مي شود وليكن در ايسلند و گرينلند ديده نشده است. اين گونه در مناطق معدودي از شمال آفريقا، آسياي صغير و اطراف درياي خزر نيز مشاهده شده است. مناطق وسيعي از آسيا در جنوب حلقه قطبي، جزء حوزه زيست اين حشره است. در هر نقطه اي از آمريكاي شمالي از منطقه ۳۵ تا ۴۰ درجه عرض شمالي تا محدوده قطبي به جز جزيره «بافن» و «لابرادور» ديده شده است. جمعيت هايي از اين حشره در زيستگاه هاي ايده آل يافت مي شود كه مويد جنوبي ترين بخش حوزه پراكنش آن است. مسلماً پراكنش وسيع اين گونه به دليل بردباري اكولوژيكي و استفاده از پهنه وسيعي از زيستگاه ها در اقليم هاي بسيار متفاوت است. اين نوع الگوي پراكنش كه به وسيله بسياري از گونه هاي جانوري و گياهي به نمايش گذاشته شده همچون كمربندي بر حول بخشي از نيمكره شمالي گسترش يافته است. فراواني اين الگو در بسياري از موجودات زنده مختلف بيان مي دارد كه احتمالاً دو توده خشكي شمالي در زماني كه به يكديگر ملحق شدند گونه هاي مشخصي را قادر به پراكنش كامل در اطراف نيم كره فوق گردانيد. از آنجا كه گونه cyathigerum در پراكنش جغرافيايي خود تا به اين حد موفق بوده، ممكن است اين سوال مطرح شود كه چرا اين گونه به طرف مناطق جنوبي تر گسترش نيافته است. يكي از دلايل ممكن كمبود نسبي زيستگاه هاي آبي در نواحي نيمه گرمسيري، بلافاصله در پايين مناطق جنوبي دامنه گسترش اين گونه (نواحي خشك آمريكاي مركزي، شمال آفريقا و آسياي مركزي) است. شايد گونه فوق براي مهاجرت هاي طولاني جهت رسيدن به زيستگاه هاي مناسب در نيم كره جنوبي به اندازه كافي قوي نباشد (مناطق بادخيزي كه بتواند به اين نوع مهاجرت كمك كند بسيار اندكند. ) احتمال ديگر آن است كه معمولاً تمامي زيستگاه هاي جنوبي تري كه cyathigerum مي تواند ساكن آنها شود به وسيله گونه هاي ديگر اشغال شده است. احتمال دارد كه اين گونه ها در مقايسه با cyathigerum براي شرايط فيزيكي زيستگاه خود بهتر سازش پيدا كرده و بنابراين در رقابت براي كسب منابع غذايي موفق تر باشند و ممكن است اين عامل موجب بيرون راندن گونه فوق از اين مناطق باشد. بسياري از گونه هاي جنس Enallagma و جنس كاملاً نزديك به آن يعني Ischnura باشند. براي نمونه حداقل ۸ گونه از Enallagma به تنهايي در جنوب آفريقا وجود دارد. برخي از اين تفاسير و يا مجموعه اي از آنها بيان كننده اين واقعيت است كه چرا پراكنش برخي از گونه ها به عرض هاي جغرافيايي بالا در نيم كره شمالي محدود مي شود.


ممكن است پراكنش cyathigerum با پراكنش سنجاقك زيباي Sympetrum sanguineum كه برخي اوقات سيمپتروم گلگون ناميده مي شود، تفاوت نماياني داشته باشد. اين گونه داراي پراكنش محدود در اروپاي غربي، بخش هايي از اسپانيا، مناطق معدودي از آسياي صغير، آفريقاي شمالي و اطراف درياي خزر است و در آسياي شرقي و يا آمريكاي شمالي ديده نشده است. دليل محدود بودن پراكنش اين سنجاقك به طور تقريباً مشخص آن است كه لارو اين حشرات داراي نيازمندي هاي زيستگاهي بسيار مشخص است. لارو اين حشره در نهرها و استخرهايي با آب راكد ديده مي شود، ليكن فقط در جايي كه گياهان مشخص نظير ني هاي بلند و دم اسبيان مي رويند. دليل اينكه لاروهاي فوق نيازمندي هاي بسيار مشخصي دارند معلوم نيست، چرا كه اين لاروها مشخصاً گياهخوار نيستند و از لارو حشرات و سخت پوستان تغذيه مي كنند، ليكن تاكنون لارو آنها دور از ريشه اين گونه گياهان مشاهده نشده است.بنابراين گونه Sympetrum sanguineum مي تواند به عنوان يك گونه گياه «Stenotopic» با حساسيت اندك نسبت به تغييرات محيطي تعريف شود. اين حقيقت كه گونه فوق فقط در زيستگاه هاي بسيار معدودي مي تواند استقرار يابد باعث محدوديت پراكنش آن مي گردد، ليكن فاكتورهاي ناشناخته ديگري نيز وجود دارد كه براي گونه هايي كه اغلب ساكن آب هاي داراي ني هاي بلند و يا دم اسبيان هستند، دست اندركار است. پراكنش شمالي اين دو گونه ممكن است با پراكنش سنجاقك امپراتوري تفاوت داشته باشد. افراد بالغ اين نوع سنجاقك ۸ تا ۱۰ سانتي متر طول دارند و لارو آنها اصولاً در استخرهاي بزرگ، درياچه ها و در كانال هاي داراي جريان آهسته و جويبارها ديده مي شوند. اين لارو يك صياد پرخور است و مي تواند جانوراني بزرگ تر از لارو ماهي ها را بخورد. پراكنش آنها در اروپا نواري مابين ۴۰ تا ۵۰ درجه عرض شمالي را در برمي گيرد ولي برخلاف دو گونه ديگر به خوبي در ناحيه آمريكاي شمالي و در دره رود نيل انتشار يافته و پراكنش آن با گذر از آسياي صغير به شمال غربي هندوستان كشيده شده است. اين گونه حتي از درون بيابان صحرا به سمت پايين و به درون آفريقاي مركزي، جايي كه زيستگاه هاي مساعدي نظير درياچه چاد و درياچه هاي شرق آفريقا وجود دارد، گسترش يافته است و در بسياري از مناطق آفريقاي جنوبي به غير از صحراي كالاهاري ديده مي شود. (احتمالاً جمعيت هاي آفريقاي جنوبي به زير گونه مجزايي از اشكال اروپا تعلق دارد. )بنابراين پراكنش سنجاقك امپراتوري به دنياي قديم (آسيا و اروپا) محدود مي شود و به مناطق دورتر آسيا گسترش نمي يابد. اين گونه اصولاً گونه اي نيمه گرمسيري و مديترانه اي است كه قدرت پرواز خوبي دارد و بردباري اكولوژيك وسيع اين گونه آن را قادر مي سازد كه نواحي نامساعد شمال آفريقا را درنورديده و به زيستگاه هاي جديد در جنوب آفريقا برسد. بي شك زيستگاه هاي مناسب ديگري براي سنجاقك امپراتوري در ساير مناطق جهان وجود دارد (البته ممكن است رقباي نيرومند ديگري در آن نواحي وجود داشته باشد) اما اكنون اين نوع سنجاقك نتوانسته به اين مناطق مهاجرت كند، چرا كه ارتباطات خشكي در سمت شمال است. جايي كه به نظر مي رسد براي پراكنش آنها محدوديت وجود داشته باشد. در اغلب گونه هاي سنجاقك حاره اي، لاروها شب ها در سطح آب پديدار شده و به نوع بالغ دگرديسي مي يابند. طي اين مدت لاروها در برابر شكارچيان بسيار آسيب پذيرند و شايد دگرديسي در تاريكي نوعي حفاظت در برابر پرندگان باشد. اما از طرف ديگر دماي پايين فرآيند دگرديسي را محدود مي سازد و بسياري از گونه ها در شمال اروپا به دليل محدوديت ناشي از سرماي شبانه حداقل قسمتي از دگرديسي خود را در نور آفتاب انجام مي دهند و در اين هنگام پرندگان تعداد زيادي از آنها را صيد مي كنند. شايد اين عامل باعث اعمال محدوديت در پراكنش بسياري از گونه هاي سنجاقك از جمله سنجاقك امپراتوري به سمت شمال و همچنين دليلي براي عدم توانايي اين گونه جهت پراكنش به سمت آمريكا و يا خاور دور باشد

Ahu

deniz ati